یک صدم، پنج صدم و یک هزارم

0
18

جهانگردی انواعی دارد و توصیه به آن فراوان است: تجاری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی، سیاحتی، زیارتی، درمانی، خدماتی و کاری، ماجراجویی و بسیاری از انواع دیگر. ما چرا از این امر مهم غافلیم هم‌چنان که در بسیاری از موارد غفلت می­‌کنیم؟ ماهم اطلاعات درست نداریم و هم مزیت­‌های اقتصادی را تعیین و تفکیک نکرده‌­ایم و اگر کرده‌ایمبر آن وفاق نداریم و اگر داریم در اجرای آن اهمال می‌­کنیم.

در بسیاری از سخنان شنیده می‌شود که عده‌ای که به ایران نمی‌­آیند به خاطر سخت‌گیری در مورد حجاب و یا موارد مشابه دیگر است. البته ممکن است چنین باشد ولی به نظر نمی‌رسد تنها همین باشد. ما در داخل کشور می‌­بینیم که خود ایرانی‌ها این مسئله را رعایت نمی‌­کنند و کسی هم به آنان کار ندارد تا چه برسد به خارجی‌ها! وانگهی سؤال این است که اگر خارجی‌ها، که بیشتر منظور مدعیان، غربی­‌ها هستند، آیا فقط به خاطر داشتن پوشش مناسب نمی­‌آیند؟ در حالی که بعضی مسئولانشان می­‌آیند و حجاب نیم‌­بند خودشان را هم رعایت می­‌کنند و از احترام لازم هم برخوردارند. بنابراین آیا فقط مسئله حجاب  و یا امکان فسق و فجور است که مسافران به ایران نمی‌­آیند و یا ما خودمان ذهنیات و علائق خودمان را بر آنها تحمیل می­‌کنیم؟

بعید به نظر می‌­رسد چنین باشد. باید با مسئله به صورت واقعی برخورد کرد. شما بنگرید تایلند چقدر از توریسم پول درمی‌آورد، ترکیه هم همین‌طور.

در اخبار بود که ژاپن ۷۰ در صد درآمد خود را از خدمات به دست می­‌آورد و ۳۰ در صد از تولیدات. با این وصف به نظر نمی‌­رسد که فقط مسئله حجاب و یا دیگر قیودات فرهنگی کشور باعت نیامدن جهانگردان به ایران باشد.

به نظر می­‌رسد با این همه تبلیغات علیه ایران، دنیا می‌خواهد ببیند چقدر این حرف­‌ها واقعیت دارد. وزارت خارجه نقش بسیار مهمی در معرفی درست ایران به کشورهای دیگر و جذب گردشگر دارد. پذیرش گردشگر به این نیست که ما همه چیز خودمان را از دست بدهیم و همان طوری شویم که آنها می‌خواهند.ارتقای صنعت گردشگری به این است که ضمن حفظ هویت فرهنگی و دینی و اجتماعی خود با اخلاق نیکو با آنها برخورد کنیم. نه مقهور آنها شویم که همه چیز را رایگان و به ویژه اطلاعات را در اختیارشان قرار دهیم و نه متکبرانه برخورد کنیم که از حدود ادب و نزاکت خارج شویم.

رعایت احترام و ادب به جهانگردان، ضمن حفظ هویت ملی و فرهنگی و اخلاقی اصلی اساسی است. جهانگردان بیشتر ادب و خوشرفتاری را می خواهند و نه اینکه جایی برای فساد و خوش‌گذرانی. اگر هدفشان این باشد خوب جاهای دیگر را انتخاب می‌­کنند.

در اخبار آمد که شیراز تمدتی ۷ هزار ساله دارد و از این قبیل موارد سیاحتی و فرهنگی فراوان داریم. حتی کویر ایران هم منحصر به فرد است. مهم این است که آنها را ساماندهی، و با نیروی انسانی کارآمد و وطن­‌دوست مجهز کنیم. اگر کسی به آکروپلیس یونان رفته باشد و پرسپولیس خودمان را هم دیده باشد به تفاوت جاذبه­‌ها و تدارک برنامه‌­ها کاملا پی خواهد برد. البته اقتصاد ملی هم بسیار مهم است ولی دولت باید چنان برنامه‌ریزی کند تا مردم مناعت طبع خودشان را از دست ندهند و در سایه ادب و احترام و فراهم کردن آسایش جهانگردان، با رونق جهانگردی به اقتصاد کشور کمک کند.

در داخل کشور به روستاگردی هم باید توجه داشت که با حضور گردشگران داخلی آداب و سنن روستایی به هم نخورد و گردشگران به گونه­‌ای برخورد نکنند تا آنها احساس حقارت کنند، هم‌چنان که هر فیلم خنده‌­دار و طنزی که ساخته می‌­شود سعی در استفاده از لهجه‌های دهاتی دارد.

پیشنهاد م‌ شود در هر دو مقوله باید به عموم مردم آموزش داده شود. شبکه آموزش سیما ظرفیت خوبی برای این کار دارد. همه مردم باید به منشور ایرانگردی و جهانگردی و بوم‌گردی پایبند باشند. همان طور که وقتی ما به خارج می‌رویم آنها سعی در کتمان سنت و داشته‌­های خود نمی‌­کنند و از فرهنگ خود حفاظت می­‌کنند.

البته اگر برای گردشگر منشوری هست، که ظاهراً هست برای گردش(گر)پذیر هم باید منشور باشد و این البته یک کار فرهنگی تمام عیار است که متن جامعه به آن‌چه به عنوان سنت و فرهنگ دارد ببالد و مورد تحقیر و استهزا که نه، بلکه مایه سربلندی باشد. یا اگر هست باید همواره به نفع ارزش­‌های داخلی بازبینی شود. و مردم آن را تمرین کنند.

 همه می‌دانند فیلم‌های مستندی که از ایران ساخته شده و می‌­شود، در صورتی می‌توانند به مقام جهانی دست یابندکه وضعیت بد و نابسامان کشور را نشان دهند. ما باید با این روند مبارزه کنیم و واقعیت را به گردشگران بنماییم. به اعتقاد بسیاری از گردشکران جهانی، تهران و شهرهای بزرگ ما به لحاظ ظاهر اروپایی ­منظرند. که اگر چه افنخاری نیست ولی سؤال این است که چرا ما باید فقط ضعف ها را در فیلم‌های‌مان نشان دهیم.. البته هر از گاهی نمایشگاه‌هایی برگزار می‌شود ولی ظاهرا بُردش در داخل بیشتر از خارج است. به هرحال نمایشگاه‌ها هم مهم‌اند.

بنابراین حتما لازم نیست ما آنتالیا داشته باشیم. البته آنهایی که پول بادآورده دارند ممکن است فقط به قصد آنتالیا به ترکیه روند ولی همه این طور نیستند. البته متأسفانه ما بی‌سروصدا از این مراکز هم زیاد داریم، مانند خانه‌های اجاره‌ای ساعتی و روزانه! ولی چرا حجم گردشگری به وضع مطلوب نمی­‌رسد؟ می‌توان منشورهایی برای گروه‌های مختلف فراهم کرد و خود به آن عامل بود تا دیگران هم رعایت کنند. مگر دموکراسی نمی­‌گوید که باید به عقاید دیگران احترام گذاشت، مگر قبول ندارند که میهمان باید قوانین صاحبخانه را رعایت کند؟ 

اگر نمایش واقعی داریم نشان دادن جامعه‌­ای با اخلاق است. جهانگردان برای خوش‌گذرانی نمی‌آیند البته نباید برایشان اقامت سخت باشد آنها باید با هتل‌های خوب با قیمت مناسب و با آسایش مواجه شوند و نه بی‌بندوباری. آنها وقتی در شهرها می‌چرخند باید اخلاق و محبت ببینند و نه خودباختگی و حیرت‌زدگی که نشان از حقارت و احساس آن باشد.

اگر ایران مدعی است که وضعیت نوینی را تجربه می­‌کند طبعاً گردشگران برای دیدن وضعیت نو می­‌آیند؛ آنها برای آشنا شدن با موقعیت‌­های­ جدید به ایران سفر می­‌کنند،  البته ممکن است که برای مقاصد خاص جاسوسی و یا موضوعات دیگر هم بیایند، این ما هستیم که باید مجهز باشیم. شما اگر روستا گردی هم می­‌کنید آیا می خواهید در آنجا فساد کنید و یا می خواهید جای تازه را ببینید، با خُلق و خوی تازه آشنا شوید و خیلی چیزهای دیگر.

به نظر می‌­رسد مهمان نوازی، نظافت، نظم و آرامش، خوشروئی، احترام، رعایت قانون، امنیت، و بسیاری از خصائص انسانی است که جاذبه دارد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید